X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 15 شهریور‌ماه سال 1384

بیا!
قدمت بر چشم.

بمان!
جایت در دل.

نرو!
تا مرهمی باشی برای زخمهای کهنه.





وقتی که بود نمی دیدم ... ! وقتی که می خواند نمی شنیدم... ! وقتی دیدم که نبود... ! وقتی شنیدم که نخواند ... !

  چه غم انگیز است! چشمه ای سرد و زلال در برابرت در جوش و خروش باشد و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب... !

  و آن هنگام که چشمه خشکید ! از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی خشک شد و به هوا رفت ، تو تشنه ی آب گردی و نه آتش ... !

و عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت....... ! »

                                                       (دکتر شریعتی)